راه رفتن در حالت عادی بمبئی

راه رفتن در حالت عادی بمبئی – اخبار

به روز شده: Jun 22, 2020, 08:03 IST | فیونا فرناندز | بمبئی

چگونه ما sutradhaars واکنش نشان می دهند به شهرستان خود را در اولین قدم پس از ماموریت شروع دوباره اعلام شد?

Fiona Fernandez“من نمی توانم باور این است که در واقع اتفاق می افتد بانو فلورا.” با وجود این صدای خفه از زیر چهره خود ماسک آقا PM دوست می تواند حس شور و هیجان. او با اشاره به اولین پیاده روی در فورت پس از بیش از سه ماه. در حال حاضر که قدرت می شود که تا به حال اجازه فعالیت های تناسب اندام مانند پیاده روی برای Bombaywallahs چهره-نقاب دو احساس اعتماد به نفس بیشتری از پله ها و انجام خود را بررسی عزیز شهرستان است.

“Pheroze شما وزن از دست داد. همه خوب?” همیشه هوشیار خانم فلور پرسید. “اوه, بله, بله. شما ببینید ما تا به حال برای شرکت در یک بیت از سهمیه بندی در اینجا وجود دارد. هیچ گوسفندی یا اسدالله و patra ni machhi تمام وقت. یا حتی akuri در کره-لادن pao به میان وعده. خانم مهتا محکم زد کشتی; همچنین این امر می تواند غیر منصفانه اگر ما احتکار,” روشن آقا PM. “در حال حاضر که شما آن را گفت; من دوست دارم که چگونه لباس های من به من نگاه,” او لبخند زد و اضافه میکند: “لطفا به من بگویید که چگونه شما در برخورد با lockdown; آیا شما حداقل باید کسی برای شرکت؟”

خانم فلور بود با وجدان و روح و هرگز جرات مخفی کردن هر چیزی از او. “در حال حاضر Pheroze شما نباید عبور و یا احساس حسادت با آنچه من در مورد می گویند…” او تردید است. او به کشف آقا PM چشم رول لحظه. برای اولین بار او متوجه شد او در واقع به حال چشمان رسا. “به یاد داشته باشید در طول چت ما از طریق تلفن و هنگامی که من به شما گفته در مورد نوع کاپیتان در سنت توماس کلیسای جامع? او از من نگه داشته در ارواح خوب است. من کاملا در افسردگی مقابله با تنهایی Pheroze. ما می خواهم برای رفتن کمی زدن در خیابان های اطراف ترافیک جزیره; چت یک کمی در مورد انگلستان است. من بسیار سپاسگزار” او به اشتراک گذاشته شده, امید دوست او نمی خواهد واکنش نشان می دهند به همان شیوه او نیست آخرین بار او می خواهم به ذکر نام او. “جالب” آقا ساعت شروع: “خب حداقل شما نیست به تنهایی که من واقعا نگران به خصوص در شهرستان شده است که بروز این عفونت ویروس. من باید به دیدار جناب کاپیتان شخصا به گسترش قدردانی.” او برطرف شد.

دو راه می رفت آهسته تر از حد معمول در خندق درونی فورت نه قبل از کارگردانی یک راه دور سلام به پر زرق و برق پایانه ویکتوریا (در حال حاضر CSMT) آن را به عنوان تا به حال فقط در تکمیل 133 سال خدمت در ژوئن 20. آنها می خواستند به خیس خوردن در هر قاب. سرعت kaali-peeli این grunting قرمز بهترین اتوبوس (هر دو حمل تنها خدمات ضروری کارکنان) های سیار دوچرخهسواری; به نحوی آنها احساس کردند که ضرورت و هرج و مرج با من بود.

“وجود دارد این دیگر اخبار trickling در, از غرب پس از قتل وحشتناک است که آفریقایی آمریکایی گنت در ایالات متحده است. من کمی نگران برای یک بیت Pheroze چون من فکر کردم من می تواند تبدیل به یک هدف ممکن است حق در اینجا با توجه به ریشه من گفت:” خانم فلور در مسکوت تن. “شما باید چیزی برای ترس در اینجا بانوی من.

Bombaywallahs مشغول مبارزه با این مشکل بیماری است که هیچ نشانه ای از حمایت” آقا PM اطمینان. در حال حاضر آنها رسیده بود آلوچه خط. وهم آور سکوت بر گرفته بود. نبود بمبئی ، هزاران نفر از مهاجران که زندگی و کار در اینجا باید به رهبری خود را به زادگاه; آقا PM احساس توده در گلو او را به عنوان او تصور خود را از گرفتاری به آن را بازگشت به خانه. “چه آن Pheroze? چشم خود را نگاه غمگین” بانوی فلور پرسید. “بمبئی همان خانه است که من دوست دارم با تمام قلب من به نظر می رسد که اجازه دهید برخی از خود را بسیار بد. من شنیدن داستان از صاحبخانه که heartlessly گفت: این دستمزد روزانه کارگران به تخلیه خانه های خود را از آنجایی که آنها نمی باید به اندازه کافی برای پرداخت اجاره, اجازه دهید به تنهایی مواد غذایی برای تغذیه آنها” rued آقا PM. خانم فلورا با وجود اینکه بالای او پایه نیز دیده می شود شبیه مناظر. او کمی اشک چشم و امیدوار آقا PM نشده بود آن را خال خال.

و سپس به عنوان اگر در همگام سازی هر دو خود را به سمت مرحله از تاون هال. پس از رسیدن به بالاترین ارتفاع برای یک برتری آنها در زمان استراحت و نشسته در سکوت در حالی که احتمالا به می گویند نماز برای شهرستان خود را رفاه.

خانم فلور متوجه شده که سر ساعت بود ناگهان نقل مکان کرد و حداقل دو-سه متر از جایی که او نشسته بود. “چه ماده Pheroze? آیا شما نقطه چیزی؟” “هیچ چیز واقعا فقط تمرین های اجتماعی فاصله” او جواب داد: sheepishly. “من شک ما نیاز به نگرانی در مورد که شما همیشه ده قدم پشت سر من” او دست هایش را با یک چشمک زدن در چشم او به عنوان آنها هر دو در آنجا ماند و در مراحل زیر پوشیده از ابر ژوئن آسمان شب و reminisced در مورد مورد علاقه خود بمبئی; واقعا خود را jaan.

اواسط روز امکانات ویرایشگر فیونا فرناندز ادویه این شهر مناظر و صداها و بوها و سنگ…هر جا که جوهر و تمایل او را طول می کشد. او توییتهای @bombayana
ارسال بازخورد خود را به [email protected]

گرفتن در آخرین بمبئی, اخبار جنایت, اخبارامور جاری و یک راهنمای کامل از مواد غذایی برای همه چیز برای انجام و حوادث در سراسر بمبئی. همچنین دانلود جدید mid-day اندروید و iOS نرم افزار برای دریافت آخرین به روز رسانی.

اواسط روز است که در حال حاضر در تلگرام. اینجا را کلیک کنید برای پیوستن به کانال ما (@middayinfomedialtd) و اقامت به روز شده با آخرین اخبار


ثبت نام برای همه آخرین اخبار, گالری بالا و روند ویدئوها از Mid-day.com

اشتراک

این وب سایت با استفاده از کوکی ها و یا فن آوری های مشابه به منظور افزایش تجربه مرور خود را و ارائه توصیه های شخصی ، با ادامه استفاده از وب سایت ما, شما توافق می کنید به سیاست حفظ حریم خصوصی و سیاست کوکی. OK